بدون عنوان
سلام دردونه جونم امروز ولادت حضرت علی اکبر و روز جوانه,این روزو به بابایی و خودم و تو که چشم به هم بذارم جوون میشی و مایه ی افتخارم میشی تبریک می گم.هوراااااااااااااااااااااااااااااااا(البته الانم مایه ی افتخارم هستی عزیزم) پنجشنبه یعنی شب تولد 5 ماهگیت مصادف بود با عقد پسر دایی حسینم(علی)من که رفتم ارایشگاه و خودمو خوشکل کردم اما تو زدی رو دستم و به نظرم نگین مجلس بودی,همه ازت تعریف می کردن,باور نمیکنی؟باشه,عکستو میذارم خودت قضاوت کن دیدی گفتم,حال کردی؟خلاصه از اونجا هم رفتیم عروس کشون تا خونه ی دایی حسینم و تو تو ماشین خواب بودی,بابایی هم حسابی تو رانندگی سنگ تموم گذاشت جمعه هم همه ی خانواده ی بابایی رو دعوت کرده بودم که ق...
نویسنده :
مامان
4:09





